الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
83
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
مسأله ديگرى كه در اينجا از آن بحث مىشود ، اين است كه در طول اين صفات و به اقتضاى اين صفات و به اعطا و بخشش و تقدير خداوند متعال ، اتّصاف ممكنات به نحو واقعى يا اعتبارى به اين صفات جايز است ، هرچند در ممكنات ، وصف مانند موصوف ، ممكن و حادث و محدود و متناهى ، و معرض زوال و تغيّر و ساير عوارض امكان است . شكى نيست كه ممكنات به بعضى از اين صفات اتّصاف دارند ، چنانكه شكى نيست كه اين اتصاف آنها ، خود دليل بر وجود ذاتى است كه اين اوصاف را به طور كامل و تمام و نامحدود و بالذات و از خود دارا است . البته بعضى از صفات و اوصاف ، اختصاص به ذات الوهيت دارد و اتصاف غير او به آن محال است ، مانند احديت و واحديت حقيقيه كه غير از خدا كسى اين دو صفت را ندارد ؛ امّا بعضى صفات را ممكنات نيز واجدند كه اتصاف آنها به اين صفات ضرورى و غير قابل انكار است . مثلًا از صفات حقيقيه الهيه ، صفت " علم " است كه ايزد تعالى و تقدّس به آن متفرّد و يگانه است و شريك و نظير ندارد ؛ امّا اتصاف ممكن به اين صفت ، به تقدير و تعليم خدا ، بلاواسطه يا باواسطه ، به طور موهبى يا كسبى و افاضه علم به او يا اقدار او به تعلّم در حدود استعداد و گنجايش و ظرفيت او جايز است و ظهور و تجلّى قدرت و علم الهى است . يا مثلًا يكى از اسماى الهى ، اسم شريف " السلطان " و " الحاكم " است كه حقّ تعالى در صفت سلطنت و حكومت ، متفرّد و متوحّد است و كسى در عرض او و از پيش خود ، سلطنت و حكومتى بر هيچ چيز ندارد و كسى را در عرض او و بدون جعل يا اعطاى او سلطان و حاكم دانستن ، شرك و منافى با توحيد است ؛ امّا سلطنت و حكومت تكوينيه يا جعليه و اعتباريه به ايجاد يا جعل خدا براى فرد يا